سریال «متهم گریخت» یکی از مهمترین و ماندگارترین کمدیهای تلویزیونی دهه هشتاد است؛ اثری که در ماه رمضان سال ۱۳۸۴ روی آنتن رفت و خیلی زود جای خود را در حافظه جمعی مخاطبان باز کرد. این مجموعه به کارگردانی رضا عطاران و نویسندگی سعید آقاخانی ساخته شد؛ دو هنرمندی که پیش از آن نیز در خلق کمدیهای مردمی و اجتماعی تجربه موفق داشتند و در «متهم گریخت» به بلوغی تازه در روایت طنز اجتماعی رسیدند.
در ظاهر، «متهم گریخت» داستانی ساده دارد: هاشم آقا، مردی زحمتکش و شریف، در شهرستانی با خانوادهاش زندگی میکند و در مغازهای اجارهای به تعمیر اگزوز مشغول است. زندگی ساده و کمهزینه او با شدت گرفتن بیماری قلبیاش دچار بحران میشود. اعظم، دختر دانشجویش که در تهران درس میخواند، پیشنهاد میدهد خانواده برای دسترسی بهتر به امکانات درمانی و یافتن کار مناسبتر به تهران نقل مکان کنند. همین تصمیم، نقطه عزیمت قصه است؛ تصمیمی که قرار است زندگی آرام اما فقیرانه هاشم آقا را به گردابی از سوء تفاهم، بحران و موقعیتهای کمیک بیندازد.
اما اهمیت «متهم گریخت» تنها در خط داستانیاش خلاصه نمیشود. این سریال در بطن خود، روایت مهاجرت درونکشوری و شکاف عمیق میان شهرستان و کلانشهر را بازتاب میدهد. تهران در این سریال نه فقط یک شهر، بلکه یک کاراکتر است: شهری بیرحم، شلوغ، بیتفاوت و گاه فریبنده. خانواده هاشم آقا با امید به بهبود شرایط اقتصادی پا به تهران میگذارند، اما خیلی زود درمییابند که قواعد بازی در این شهر با آنچه میشناختند متفاوت است. مناسبات انسانی سردتر است، رقابت شدیدتر است و امنیت شغلی تقریباً وجود ندارد.
رضا عطاران در مقام کارگردان، با هوشمندی از ظرفیت طنز موقعیت بهره میبرد. او به جای تکیه بر شوخیهای کلامی سطحی یا تیپسازی اغراقآمیز، موقعیتهایی خلق میکند که ریشه در واقعیت اجتماعی دارند. برای مثال، ماجرای سکته هاشم آقا و جابجایی اشتباهی او با فردی دیگر در سردخانه، در عین تلخی، به شکلی کمیک روایت میشود. این صحنهها مرز باریکی میان خنده و اضطراب ایجاد میکنند؛ مخاطب میخندد، اما همزمان از بینظمی و بیتوجهی موجود احساس ناامنی میکند.
یکی از نقاط قوت سریال، شخصیتپردازی دقیق و باورپذیر آن است. هاشم آقا مردی سنتی، غیرتی و تا حدی سادهدل است، اما این سادگی هرگز به حماقت تقلیل نمییابد. او نماینده نسلی است که با کار یدی و صداقت روزگار گذرانده و اکنون در مواجهه با مناسبات پیچیده شهری سردرگم شده است. همسرش نیز زنی صبور و خانوادهدوست است که میان حمایت از شوهر و سازگاری با شرایط جدید، مدام در رفتوآمد است. اعظم، دختر دانشجو، نماد نسلی تازه است که تحصیلکردهتر و آگاهتر است، اما خود نیز در دل مشکلات اقتصادی و فرهنگی تهران گرفتار است.
طنز «متهم گریخت» از دل تضادها زاده میشود: تضاد میان سادگی و پیچیدگی، صداقت و ریا، سنت و مدرنیته، شهرستان و تهران. این تضادها نه به شکل شعاری، بلکه در قالب گفتوگوهای روزمره و موقعیتهای ملموس بازنمایی میشوند. برای نمونه، تلاش هاشم آقا برای یافتن شغل جدید در تهران، با برخوردهایی تحقیرآمیز یا سوء استفاده گرانه همراه است. او که در شهر خود صاحب اعتبار و مهارت بود، در تهران به فردی بیپشتوانه تبدیل میشود که باید از صفر شروع کند. همین سقوط موقعیت اجتماعی، بستر بسیاری از لحظات کمیک و در عین حال تلخ سریال است.
پخش اول سریال در ماه رمضان نیز در موفقیت آن روزهای آن بیتأثیر نبود. ماه مبارک رمضان در تلویزیون ایران، سالها زمان پخش سریالهای خانوادگی و پرمخاطب بوده است. «متهم گریخت» با فضای خانوادگی، اخلاقمدار و در عین حال انتقادی خود، توانست مخاطب گستردهای را جذب کند. این سریال نه تنها خانوادهها را پای تلویزیون نشاند، بلکه موضوع بحثهای روزمره شد. بسیاری از بینندگان، خود یا اطرافیانشان را در شخصیتهای سریال میدیدند.
از منظر فنی، سریال شاید پیچیدگی بصری چشمگیری نداشته باشد، اما کارگردانی عطاران بر ریتم و میزانسن مسلط است. او میداند چه زمانی دوربین را ثابت نگه دارد تا بازی بازیگر اثرگذار شود و چه زمانی با برشهای سریع، ضرباهنگ صحنه را بالا ببرد. موسیقی و طراحی صحنه نیز در خدمت روایتاند و اغراقآمیز نیستند. خانه کوچک و ساده خانواده در تهران، به خوبی حس تنگنا و فشار اقتصادی را منتقل میکند.
در لایهای عمیقتر، «متهم گریخت» درباره کرامت انسانی است. هاشم آقا در طول سریال بارها تحقیر میشود، متهم میشود، به اشتباه بازداشت میشود یا در موقعیتهای خفتبار قرار میگیرد، اما هسته اخلاقی خود را از دست نمیدهد. او ممکن است عصبانی شود یا تصمیمهای عجولانه بگیرد، اما در نهایت به خانواده و شرافت خود پایبند میماند. همین پافشاری بر اخلاق در دل آشفتگی، پیام اصلی سریال است.
عنوان «متهم گریخت» نیز هوشمندانه انتخاب شده است. این عبارت معمولاً در گزارشهای پلیسی به کار میرود، اما در اینجا معنایی استعاری مییابد. گویی هاشم آقا در برابر سیستمی قرار گرفته که مدام او را متهم میکند: متهم به بیپولی، متهم به ناآگاهی، متهم به شهرستانی بودن. اما او در نهایت از این اتهامها میگریزد؛ نه با فرار فیزیکی، بلکه با حفظ انسانیت و مقاومت در برابر فروپاشی.
با گذشت سالها از پخش اولیه، «متهم گریخت» همچنان در بازپخشها مخاطب دارد. دلیل این ماندگاری را باید در صداقت اثر جستوجو کرد. سریال نه ادعای روشنفکری دارد و نه میکوشد با شوخیهای سطحی خنده بگیرد. بلکه از دل زندگی واقعی طبقه متوسط و پایین جامعه، طنزی میسازد که هم سرگرمکننده است و هم تأملبرانگیز.
در نهایت، «متهم گریخت» را میتوان نمونهای موفق از کمدی اجتماعی دانست که توانست میان خنده و نقد اجتماعی تعادل برقرار کند. این سریال تصویری از جامعه ایران در میانه دهه هشتاد ارائه میدهد؛ جامعهای در حال گذار، با شکافهای اقتصادی و فرهنگی عمیق. هاشم آقا و خانوادهاش، نمایندگان مردمی هستند که با امید به زندگی بهتر، پا به مسیری ناشناخته میگذارند و در این راه بارها زمین میخورند، اما باز برمیخیزند. همین امید و ایستادگی است که «متهم گریخت» را به اثری فراتر از یک کمدی تلویزیونی تبدیل کرده است.
(به قلم سیاوش میرزایی برای وبسایت آیفیلم)
بیشتر بخوانید: