پخش زنده
English آی‌فیلم2 عربي
98
-
الف
+

آیینه‌ای که هنوز هم عبرت دارد

شبکه آی‌فیلم این روزها مجموعه تلویزیونی خاطره‌انگیز «آیینه عبرت» را روی آنتن برده است.

این روزها شبکه آی‌فیلم بار دیگر مجموعه خاطره‌انگیز «آیینه عبرت» را روی آنتن برده است؛ مجموعه‌ای که سال‌ها پیش با روایت قصه‌هایی از اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی، مخاطبان بسیاری را با خود همراه کرد. بازپخش این سریال بهانه‌ای شد تا نگاهی دوباره به اثری بیندازیم که هنوز هم حرف‌هایی برای گفتن دارد.

گاهی یک مجموعه تلویزیونی، با گذشت سال‌ها، دیگر فقط یک مجموعه تلویزیونی نیست؛ تبدیل می‌شود به بخشی از حافظه جمعی. کافی است نامش را بشنویم تا چهره‌ها، صداها، خانه‌ها و حتی حال‌وهوای سال‌هایی دور در ذهنمان زنده شود. «آیینه عبرت» از همین دست مجموعه‌هاست؛ سریالی که برای نسلی از مخاطبان، تنها یک قصه تلویزیونی درباره اعتیاد نبود، بلکه تصویری از بخشی از جامعه و خانواده ایرانی را پیش چشم می‌گذاشت؛ تصویری که شاید امروز شکل و شمایلش تغییر کرده باشد، اما مسئله‌اش هنوز پابرجاست.

«آیینه عبرت» را نمی‌توان فقط با معیارهای فنی و روایی امروز سنجید. تلویزیون آن روزها زبان دیگری داشت و مخاطب نیز توقعات دیگری. آنچه اهمیت داشت، بیش از هر چیز، موضوعی بود که مجموعه انتخاب کرده بود: اعتیاد؛ بلایی که اگرچه از یک فرد آغاز می‌شود، اما به ندرت در همان فرد متوقف می‌ماند. اعتیاد می‌تواند به خانه راه پیدا کند، اعتماد را از میان ببرد، رابطه‌ها را فرسوده کند و خانواده‌ای را که سال‌ها برای ساختنش زحمت کشیده شده، آرام‌آرام به مرز فروپاشی برساند.

در میان شخصیت‌های این مجموعه، آتقی و علی برای مخاطبان بیش از دیگران در حافظه مانده‌اند. آتقی و علی، هر کدام به شکلی، ما را به دل قصه‌هایی می‌بردند که مسئله اصلی‌شان فقط اعتیاد نبود؛ مسئله، انسان بود و انتخاب‌هایش، خانواده بود و رنجی که از انتخاب‌های یک عضو بر همه اعضای آن سایه می‌انداخت.

این شاید مهم‌ترین ویژگی «آیینه عبرت» باشد: اعتـیاد را از فرد جدا نمی‌کرد و در خلأ نشان نمی‌داد. پشت هر لغزش، خانه‌ای وجود داشت؛ پشت هر سقوط، آدم‌هایی بودند که سقوط یک نفر، زندگی آنها را هم تحت تأثیر قرار می‌داد. این نگاه، به‌خصوص در روزگاری که رسانه‌ها نقش پررنگ‌تری در شکل دادن به گفت‌وگوهای اجتماعی داشتند، اهمیت زیادی داشت.

«آیینه عبرت» در حقیقت می‌خواست مخاطب را با یک سوال روبرو کند: اگر چنین اتفاقی برای خانواده من بیفتد چه؟

و همین سوال، نقطه قوت چنین آثاری است.

وقتی یک آسیب اجتماعی از صفحه تلویزیون به فضای خانه منتقل می‌شود، دیگر صرفاً یک «موضوع» نیست؛ به مسئله‌ای برای فکر کردن تبدیل می‌شود. مخاطب ممکن است خودش درگیر اعتیاد نباشد، اما شاید برادر، همسر، فرزند، دوست یا همسایه‌ای داشته باشد که با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند. در چنین شرایطی، تلویزیون می‌تواند فقط سرگرم‌کننده نباشد؛ می‌تواند نقش هشداردهنده، آگاهی‌بخش و حتی پیشگیرانه هم داشته باشد.

شاید «آیینه عبرت» از همین جهت نام مناسبی داشت. آینه، چیزی را به ما نشان می‌دهد که هستیم؛ نه آنچه دوست داریم باشیم. و عبرت، یعنی اینکه دیدن یک تجربه، ما را از تکرار آن بازدارد. این دو واژه کنار یکدیگر، فلسفه ساده اما روشنی برای مجموعه ترسیم می‌کردند: قصه‌ای را ببین، خودت را در آن پیدا کن و پیش از آن که دیر شود، از سرنوشت شخصیت‌ها درس بگیر.

البته امروز دیگر نمی‌توان با همان زبان و همان الگو درباره اعتیاد سخن گفت. جامعه تغییر کرده، ساختار خانواده تغییر کرده و شکل آسیب‌های اجتماعی نیز پیچیده‌تر شده است. اگر قرار باشد تلویزیون امروز «آیینه عبرت» تازه‌ای بسازد، نمی‌تواند صرفاً همان قصه‌ها را با چهره‌هایی جدید تکرار کند. ضرورت امروز، ساختن آثاری است که آسیب اجتماعی را بفهمند، نه اینکه فقط درباره آن هشدار بدهند.

مخاطب امروز بیش از گذشته با شعار فاصله دارد. او می‌خواهد بداند چه چیزی یک انسان را به سمت اعتیاد می‌برد، خانواده چگونه متوجه نشانه‌های خطر می‌شود، چرا گاهی نزدیکان فرد معتاد نمی‌دانند چگونه با او رفتار کنند و مهم‌تر از همه، چگونه می‌توان در کنار کمک به فرد گرفتار، از فروپاشی خانواده نیز جلوگیری کرد.

در این میان، مفهوم خانواده اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. خانواده نه می‌تواند و نه باید صرفاً تماشاگر آسیب باشد. اما در عین حال، خانواده نیز نباید قربانی خاموش آن شود. روایت درست و مسئولانه از اعتیاد باید بتواند این مرز ظریف را نشان دهد: حفظ خانواده به معنای انکار آسیب نیست؛ همانطور که مواجهه با آسیب نیز به معنای رها کردن انسان گرفتار نیست.

این همان جایی است که تلویزیون می‌تواند بیش از یک رسانه سرگرم‌کننده باشد. یک سریال خوب اجتماعی می‌تواند گفت‌وگویی را در خانواده آغاز کند که شاید در حالت عادی هیچکس جرات یا فرصت آغاز کردنش را نداشته باشد. می‌تواند نشانه‌های یک بحران را قابل دیدن کند و به مخاطب یادآوری کند که بسیاری از فروپاشی‌ها، ناگهان اتفاق نمی‌افتند؛ از مجموعه‌ای از بی‌توجهی‌ها، پنهان‌کاری‌ها و سکوت‌ها شکل می‌گیرند.

نسل امروز البته به «آیینه عبرت» تازه‌ای نیاز دارد، اما نه الزاماً به همان معنای قدیمی کلمه. نیاز ما به آثاری است که جامعه امروز را مقابل خودش قرار دهند؛ آثاری که درباره اعتیاد، خشونت، فروپاشی خانواده، تنهایی، شکاف نسلی و دیگر آسیب‌هایی که زندگی انسان معاصر را تهدید می‌کنند، قصه بگویند. قصه‌هایی که نه مخاطب را موعظه کنند و نه آسیب را زیبا یا ساده جلوه دهند؛ بلکه اجازه دهند مخاطب، خودش قضاوت کند و خودش به اهمیت ماجرا برسد.

در چنین نگاهی، بازپخش «آیینه عبرت» هم فقط یک انتخاب نوستالژیک نیست. تماشای دوباره این مجموعه می‌تواند فرصتی باشد برای دیدن اینکه تلویزیون در چند دهه گذشته چگونه به مسائل اجتماعی نگاه کرده است؛ چه چیزهایی تغییر کرده و چه چیزهایی هنوز تغییر نکرده‌اند.

آتقی و علی متعلق به سال‌های دورند، اما مسئله‌ای که قصه‌های‌شان درباره آن شکل می‌گرفت، هنوز در جامعه حضور دارد. شاید امروز چهره‌ها و موقعیت‌ها عوض شده باشند، اما خانواده همچنان همان جایی است که آسیب اجتماعی می‌تواند بیشترین اثر خود را بر آن بگذارد؛ همان‌جا که یک تصمیم اشتباه ممکن است فقط سرنوشت یک نفر را تغییر ندهد، بلکه زندگی چندین نفر را تحت تأثیر قرار دهد.

«آیینه عبرت» شاید امروز از نظر فرم، زبان و شیوه روایت، متعلق به دوره دیگری از تلویزیون باشد؛ اما ایده اصلی‌اش هنوز تاریخ مصرف ندارد: اینکه جامعه باید بتواند خودش را ببیند. اصلاً هنر واقعی یک «آیینه» باید همین باشد؛ اینکه تصویری از ما پیش روی‌مان بگذارد که نه آنقدر دور باشد که بی‌تفاوت از کنارش بگذریم و نه آنقدر نزدیک که از دیدنش فرار کنیم.

سال‌ها از روزهایی که آتقی و علی مهمان خانه‌های مردم بودند گذشته است. تلویزیون عوض شده، مخاطب عوض شده و جهان عوض شده است. اما بعضی زخم‌ها هنوز همان زخم‌ها هستند. برای همین، «آیینه عبرت» فقط خاطره‌ای از تلویزیون دیروز نیست؛ یادآوری این حقیقت است که گاهی جامعه بیش از هر چیز به قصه‌هایی نیاز دارد که پیش از وقوع فاجعه، تصویر آن را نشان دهند. آیینه اگر قرار است آیینه باشد، باید چیزی را نشان دهد که دیدنش برای‌مان ضروری است؛ حتی اگر خوشایند نباشد.

(به قلم سیاوش میرزایی برای وب‌سایت آی‌فیلم)

بیشتر بخوانید:

میراث مکتوب / ادبیات جنگ (۱)

«یادآوری»؛ مرگ پایان راه نیست

حسن فتحی و جهان پرچالش سریال «زمانه»

نظر شما
ارسال نظر